Ali Moghadam دوشنبه 9 اردیبهشت 1398 11:12 ب.ظ نظرات ()

تعریف سیستم

سیستم یا سامانه مجموعه ای از اجزا است که برای رسیدن به یک هدف مشترک با همدیگر تعامل دارند.

اگر کمی در این جمله تامل کنیم، متوجه می شویم که تقریبا هر چیزی در اطرافمان را می توانیم با تعریف سیستم مطابقت دهیم.

با این تعریف، انسان، سازمان ها، شهرها، جوامع، تمامی ساخته های دست بشر، سخت افزار و نرم افزار را می توان سیستم دانست.

هنر دانش سیستم ها هم اینست که سعی می کند دنیای اطراف ما و مسائلی که با آن ها مواجه هستیم را در قالب یک مدل واحد تحلیل و بررسی کند.

در تعریف فوق می خوانیم که اجزای سیستم برای تحقق یک هدف واحد با همدیگر تعامل دارند، لذا می توانیم نتیجه بگیریم که هر چقدر که تعامل اجزای سیستم را سریع تر و آسان تر کنیم، عملکرد آن بهبود خواهد یافت.

تیم توسعه محصول را بعنوان یک سیستم در نظر بگیرید، اگر اعضای تیم در نزدیکی هم باشند و به سادگی با چرخش صندلی بتوانند با همدیگر گفتگو کنند یا با چند کلیک، اطلاعات را برای یکدیگر ارسال کنند، پروژه با سرعت و کیفیت بهتری پیش خواهد رفت.

یک سازمان یا شرکت را در نظر بگیرید، هر چقدر که ارتباط مناسب و شفافی بین بخش های مختلف شرکت برقرار باشد، هرچقدر که کارکنان در مهارت های ارتباطی توانمندتر باشند و هرچقدر که یک زبان و کلمات شفاف و تعریف شده بین بخش ها وجود داشته باشد، کل این سامانه عملکرد مناسب تری خواهد داشت.

مدل سیستم

مهم ترین نکته ای که در نگاه به سیستمها همواره باید در خاطر داشته باشیم اینست که سیستم‏‌ها در دنیای واقعی کاملا در هم تنیده و یکپارچه هستند و آنچه ما بعنوان مرز یا اجزای‏ سیستم تعریف می کنم، صرفا مدل ساده شده ای از واقعیت است. این مدل ها به ما در شناخت بهتر اطرافمان کمک می کنند.

سیستم های یکپارچه

وقتی که با سیستم‌ها سر و کار داریم، بهتر است آن‌ها را بصورت اجزایی که با یکدیگر ارتباط دارند ببینیم. در نظر داشتن این مدل، می تواند در تحلیل شرایط و تصمیم گیری ها به ما کمک کند.

اگر یک تیم توسعه محصول را بعنوان یک سیستم در نظر بگیریم، اعضای تیم، اجزای این سیستم هستند. ارتباط بین اعضای تیم شامل گفتگوها، دیدارها، اسناد، دوستی ها و دشمنی ها را نیز می توانیم بعنوان ارتباط بین اجزای سیستم در نظر بگیریم.

لطفا یک بار دیگر به تصویر فوق نگاه کنید، با در نظر داشتن چنین مدلی از سیستم‌ می توانیم اصول زیر را نتیجه بگیریم:

گسترش تغییرات

تغییر در یکی از اجزای‌سیستم‌، می تواند در تمام سیستم‌موردنظر گسترش پیدا کند.
اگر یکی از اعضای تیم ناراضی باشد، ممکن است این نارضایتی در تمامی تیم منتشر شود.
اگر بخواهیم اندازه چرخ یک خودرو را دو برابر کنیم، باید تغییرات بسیاری در اجزای دیگر خودرو بوجود آوریم تا این خودرو همچنان بتواند عملکرد خود را حفظ کند.

اجزای کلیدی

اهمیت اجزای‌سیستم از نظر تاثیرگذاری بر تحقق هدف سیستم‌ یکسان نیست.

اجزایی که ارتباطات بیشتری دارند، پیچیده‌تر هستند و نقش کلیدی‌تری در تحقق اهداف بازی می‌کنند.

در تیم توسعه محصول ، مهندس سیستم با تمامی اعضای تیم و همچنین ذینفعان خارجی در ارتباط است. پس می‌توانیم انتظار داشته باشیم که مهندس سیستم وظایف پیچیده تر و مسئولیت های بیشتری نسبت به سایر متخصصین داشته باشد و در موفقیت یا شکست تیم، تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد.

حذف و اضافه کردن اجزا

حذف و اضافه کردن اجزای‌سیستم را ساده نگیریم و به ارتباطاتی که با حذف یک جزء از بین می روند یا ارتباطات جدیدی که با اضافه کردن یک جزء باید اضافه شوند، توجه کنیم.
در استخدام یک فرد جدید و اضافه شدن او به تیم پروژه مشخص کنیم که این فرد با چه افرادی باید کار کند، چه اسنادی را باید تحویل بگیرد و چه خروجی و گزارشاتی را باید تحویل دهد. برای ایجاد ارتباطات و جذب شدن فرد جدید در سیستم‌خودمان زمان کافی در نظر بگیریم.

تعریف زیرسیستم

سیستم موردنظر ما با تعیین مرزهایش مشخص می شود. آنچه که بیرون از مرزهای سیستم است را محیط (environment) یا زمینه (context) آن گویند و آنچه در داخل مرزهای سیستم است را اجزای سیستم یا زیرسیستم ها (subsystems) می نامند.

هر یک از زیرسیستم‌ها دارای اجزایی هستند که برای رسیدن به هدف آن زیرسیستم با همدیگر تعامل دارند. از اینکه تعریف زیرسیستم مشابه تعریف سیستم است تعجب نکنید. چرا که هر سیستمی را می توانیم یک زیرسیستم از سیستمی بزرگتر در نظر بگیریم.

نگاه سیستمی

 

همانطور که در شکل فوق مشخص شده، هر کدام از اجزای سیستم را نیز می توانیم بعنوان یک سیستم در نظر گرفته و اجزای درونی آن یا محیط آن را بررسی کنیم. توجه کنید ما معمولا زیرسیستم ها را به گونه ای تعریف می کنیم که ارتباط و تعاملات بسیاری در داخل هر بخش و تعامل کمتری بین هر دو بخش وجود داشته باشد